دوم اسفند شده و روز گویش خوانساری. به این فکر می کنم که امسال هیچ ارگان و اداره ای برای برگزاری جشن پیشقدم نشد. فقط موسسه سحر فیلم که خودشو حامی این روز میدونه برای پاسداشت دوم اسفند تونست مسابقه مجازی "وچای خوسار" رو برگزار کنه. چه غریبانه و بی سر و صدا. با صدای تلفن همراه از فکر بیرون میام. دوست دیرینه و عزیزم مهدی حاجی زکیه. میگه به یاد هر سال که همچین روزایی جشن برگزار می کردیم تماس گرفتم تا بهت تبریک بگم. و این بهترین تبریک دنیاست. کمی بعد اس ام اس تبریکی از طرف دوست گلم محمد جدیدی میاد. و این بهترین اس ام اس دنیاست. در طول روز پیام های تلگرامی زیادی هم از دوستان مجازی دریافت می کنم که یا تبریک این روزه و یا استعلام اینکه آیا امسال جشن داریم یا نه. با اینکه از برگزار نشدن جشن امسال دلتنگم ولی ته دلم خوشحالی عجیبی موج میزنه. خوشحالم از اینکه هنرمندان سحر فیلم در این چند سال انقدر خوب و مثبت عمل کردند که مردم چشم انتظار کار جدید هستند. و این چقدر زیباست که بچه های خوانساری این روز با ارزشو برای همشهریان ماندگار کردند. خوشحالم از اینکه خدا دوستان عزیزی به ما عطا کرده که با هیچ ثروتی نمیشه عوض کرد. بچه ها مچکریم... . طبق رنگ آبی موجود در تقویم فرهنگی خوانسار، امروز(اول مهر) زادروز استاد اسماعیل سعادت، چهره ماندگار در رشته ادبیات است. ولی پس از جستجو در فضای مجازی متوجه شدیم که تاریخ تولد استاد روز پنجم مهر ماه تعیین شده است. به هر حال این بهانه ای شد تا ضمن تبریک زادروز ایشان به همشهریان خوانساری و ایرانیان فرهیخته، گزیده ای از بیوگرافی استاد را در این پست منتشر کنیم: اسماعيل سعادت زبان شناس و مترجم آثار فلسفي در سال 1304 در خوانسار متولد شد. در سال 1322 راهي گلپايگان و سپس عازم تهران شد و در سال 1330 موفق به اخذ مدرك ليسانس در رشته زبان فرانسه و انگليسي از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شد. سعادت مدرك كارشناسي ارشد زبان شناسي خود را در سال 1347 از دانشگاه تهران گرفت .سعادت عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي از سال 78 و مدير دانشنامه زبان و ادب فارسي مي باشد. درسال 1386 به عنوان برگزيده فرهنگستان زبان و ادب فارسي نشان درجه يك دانش به ايشان اهدا شد. كتاب " در آسمان" ترجمه اسماعيل سعادت ، در دوره نوزدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. مطالب مرتبط: برگرفته از: لینک های مرتبط: ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: کلید "درج لینک" وبلاگم غیر فعال شده که مجبور شدم آدرس لینک های مرتبط رو به شکل بالا کپی کنم. مسئولان خوانسار نکنه که تاخیر و تعلل شما هم کار دستمون بده نزدیک به نیم قرن پیش خوانسار شهرستان شده، و حالا در دهه ۹۰ ...؟! (عکس روزنامه از: وبلاگستان خوانساری ها) لینک های مربوطه: ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: خوشبختانه اعتراضات دوستان خوانساری نتیجه داد. یه سری به لینک فرهنگ نیوز بزنید. امروز، انجمن خوشنویسان فردا، ...؟! یا ایها المسئولین، فردای جوانانمان را دریابید. ------------------------------------------------------------------------------------------------ پ.ن۱: در تاریخ ۳۱/۳/۹۱ با خبر شدیم که خوشبختانه مشکل انجمن خوشنویسان حل شده و شکر خدا این قشر از هنرمندان شهر به همت مسئولین فرهنگ دوست شهرمان همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند. به امید شنیدن خبرهای خوش در مورد کانون فیلم. پ.ن۲: قابل توجه هنرمندان وهنرجویان خوشنویسی و تذهیب ، مکان جدید انجمن خوشنویسان خوانسار به آدرس زیر انتقال یافت : خیابان امام (ره) ، بالاتر از بانک ملی ،جنب پارچه سرای نیک روش (مکان قبلی مهد قرآن کریم ) . شروع کلاسهای ترم تابستانه از اول تیر ماه دایر می باشد . خانمها : شنبه و سه شنبه آقایان : یک شنبه و چهارشنبه شماره تماس : ۲۲۲۶۱۱۸ لینک خبر در: وبلاگ انجمن خوشنویسان خوانسار چندی قبل پیامکی به دستم رسید با عنوان "شاهکار تلفظ خوانساری ها". شاهکاری که در عین طنز بودن، واقعیتی نهفته در گویش خوانساری را بیان می کند. شاید برای بسیاری از دوستان تکراری باشد ولی جهت استحضار عموم همشهریان، عین آنرا منتشر کرده و قضاوت را به عهده شما می گذاریم: "کلبیت - لیواس - همساده - استکام - آدانس - پخشه - تاسکی - تیلیفون - نیکانیک - سلفه - قلف - کالواس - ولگ - ... ." ----------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: لطفاْ به این پست صرفاْ با دید طنز نگاه کنید. مبادا که این لغات مجعول در ذهنتان نقش ببندد و دیگر هیچ ... . دومين نمايشگاه جامع مديريت شهري و دستاوردهاي شهرداري ها(21 تا 24 آبان ماه) در مصلي امام خميني (ره) تهران در حال برگزاری است. شهرداری خوانسار نیز با شعار "خوانسار پایتخت عسل ایران" امسال برای اولین بار در این نمایشگاه حضور دارد. منتخبی از عکسهای غرفه خوانسار : جای جمله "گویش خوانساری" در این بنر خالی است! غرفه شهرداری خوانسار ماکت پارک ملی سرچشمه خوانسار هتل زاگرس برخورد خوب مسئولین غرفه جای تقدیر دارد با تشکر از مهندس شفعتی، شهردار محبوب و همکاران زحمتکش ایشان. هفته گذشته که چند روزی تعطیلات رسمی در کشور داشتیم و خوانسار هم در غرق در زیبایی و هجوم گردشگران بود، حین تصویربرداری یک فیلم مستند با گروهی از گردشگران فرهنگ دوست برخورد کردیم و گپی کوتاه با هم زدیم. این گروه از گردشگران را زمانی ملاقات کردیم که سرگرم بازدید از "حسینیه حبیبی ها" بودند. گروهی از فرهیختگان و اساتید دانشگاهی که وقتی در مورد تشکل و گروه آنها سوال کردیم،گفتند گروهی آزاد و بصورت خودجوش هستند. آنها با هزینه شخصی خود سفر می کردند و حالا دو روز بود که در "هتل زاگرس خوانسار" اقامت داشتند. از برخورد خوب مردم شهر و مسئولین خیلی راضی بودند و در مورد فرهنگ و ادب خوانسار اطلاعات زیادی داشتند. تنها گلایه ایشان، عدم رسیدگی به ابنیه قدیمی شهر بود. با چنان شور و حرارتی در مورد حسینیه مذکور حرف می زدند که انگار سالهاست در این شهر زندگی می کنند و به آن تعلق خاطر دارند. وقتی شنیدند که "خانه حقیقت" به تازگی ویران شده و کسی اقدامی نکرده آنچنان متاثر شدند که گویی عزیزی را از دست داده اند. اینجا بود که از خودم به عنوان یک خوانساری شرمنده شدم. مدتی با هم تبادل اطلاعات کردیم. از ما خواستند بناهای قدیمی شهر را به آنها معرفی کنیم. وقتی اسم تعدادی از بنا ها را بردیم با هیجان آدرسها را یادداشت و برای بازدید برنامه ریزی می کردند. بالاخره به این نتیجه رسیدند که باید زمان بیشتری را در آینده به خوانسار اختصاص بدهند تا بتوانند از این اماکن دیدن کنند. آنها رفتند و ما ماندیم. ما ماندیم با شهری که، دیگران از فرهنگ مردمانش خشنودند و از بی وفایی بعضی ها دلگیر. به قول معروف: بیگانه اگر وفا کند خویش من است... . یک هفته قبل برادرم، شهاب در وبلاگش عکسی از گل لاله اشک منتشر کرد با عنوان "درنگ جایز نیست "که بسیار تامل برانگیز بود. امروز هم در شماره اول "گاهنامه الکترونیکی کافه شب" مطلبی با همین موضوع خواندم. ضمن تشکر از میثم آخوندی عزیز به خاطر ذوق و سلیقه ای که به کار برده و این گاهنامه را برای شهرش منتشر کرده، به موضوعی می پردازیم که دغدغه ایشان هم بوده: ایشان در مطلبی با عنوان "پرونده ای برای لاله..." به نکته ای مهم و تاسف برانگیز در مورد جعل و تملک نام گلستانکوه در مجله رشد نوجوان اشاره کرده که قسمتهایی از آن را ذیلاْ مشاهده می کنید. شهاب عزیز در وبلاگش با ظرافت و دید هنری اش به فصل رویش گلهای لاله اشک و قتل عام آنها توسط گردشگران اشاره کرده و میثم هم با دیدی تیزبینانه و از زاویه ای دیگر به بحث فرهنگی و سوء استفاده های معنوی از این گل زیبا پرداخته است. بد نیست مسئولین و دوستداران طبیعت از هم اکنون به فکر برنامه های ویژه حفظ و حراست از گلستانکوه باشند. به جاست که در سال جدید به موازات حفاظت فیزیکی، به حراست معنوی این سمبل شهر عزیزمان نیز بپردازیم. امید است مسئولین شهرمان نیز پیگیر مسئله فوق باشند تا دیگر شاهد چنین سرقتهای فرهنگی نباشیم. خدا را شکر می کنیم که در سال ۸۹ اگرچه فرصتی کافی برای گرامیداشت روز گویش خوانساری پیش نیامد ولی روز جهانی زبان مادری را در حالی پشت سر گذاشتیم که دوم اسفند روز گویش خوانساری(انگاشتمون خوساری) در تقویم فرهنگی خوانسار نامگذاری شد. طی چند سال گذشته از طریق وبلاگ خطم خالی موضوع روز گویش خوانساری مطرح و به اطلاع شهروندان عزیز رسید. پس از آن به همت شورای شهر و بخصوص دوست عزیزمان خسرو دهاقین تقویم فرهنگی خوانسار تهیه شد و دوم اسفند به نام روز گویش خوانساری در این تقویم محلی ثبت شد. قرار بود امسال کمیته ای متشکل از شورای شهر، شهرداری و موسسه سحر فیلم همایشی بزرگ برگزار کنند و این روز را رسماْ گرامی بدارند. جلسات مقدماتی برگزار شد ولی خیلی دیر. تا جائیکه دیگر فرصتی برای عملی کردن ایده های نو و بدیع نبود و خیلی زود دوم اسفند فرا رسید. انگار هرچه به پایان سال نزدیکتر می شویم روزها کوتاهتر می شوند و عقربه های ساعت سریعتر می چرخند. به هر حال تصمیم این شد که سال آینده همایشی در شان و منزلت گویش خوانساری برگزار شود شایسته تر است تا اینکه امسال بدون آمادگی کافی اقدامی عجولانه شود. در نتیجه امسال به ارسال پیامک بسنده شد و البته ویژه برنامه ای که سعی می شود تا قبل از عید نوروز اجرا شود.(جزئیات این برنامه در صورت تکمیل شدن اعلام می گردد.) متاسفانه در بلاگستان خوانسار به جز دو، سه وبلاگ که به این موضوع پرداخته اند بقیه در بی خبری کامل به سر برده اند. امید است که دوستان بیش از پیش به این موضوع مهم توجه کنند و گامهای موثری در ثبت فرهنگ غنی شهرمان بردارند. مدتی قبل یک هموطن غیر خوانساری، ای میلی با عنوان "تقاضای مساعدت و همکاری" برای اینجانب ارسال داشتند.به پیوست این درخواست مکالمه ای تلفنی نیز انجام شد و مقرر شد متن تقاضای ایشان جهت اطلاع دوستان در این وبلاگ منتشر شود.(لازم به ذکر است که این تقاضا برای اکثر وبلاگ نویسان خوانساری ارسال شده است ولی متاسفانه این نویسنده تا کنون پاسخی دریافت نکرده است.) متن تقاضانامه : "تقاضاي مساعدت و همكاري طی روزهای اخیر عده ای از دوستان خوانساری و غیر خوانساری در مورد سابقه گروه و همایش وبلاگ نویسان خوانساری سوالاتی مطرح کرده بودند که بنده لازم دانستم خلاصه ای از سابقه ۴ ساله گروه را در این پست منتشر کنم: گروه وبلاگ نویسان خوانساری در سال 86 در حالی شکل گرفت که وقتی در فضای مجازی نام خوانسار را به اصطلاح "سرچ" می کردیم اکثراً با وبلاگهایی روبرو می شدیم که فقط نام خوانسار را به یدک می کشیدند.آن روزها بازار وبلاگهای عاشقانه داغ بود. در این نوع وبلاگ نویسی ابتدا یک معرفی سطحی و ساده از خوانسار به چشم می خورد که همه کپی برداری از وبلاگهایی مشابه همدیگر بود. پس از آن با اشعار عاشقانه و عکسهای مربوطه که آنها هم کپی بودند، روبرو می شدیم. در این میان فقط نام خوانسار بود که قربانی این هرزنامه نویسی شده بود.کم کم با چند همشهری وبلاگ نویس تصمیم گرفته شد که گرد همایی کوچکی با حضور این دوستان در دنیای واقعی تشکیل شود. هدف از این همایش آشنایی دوستان با همدیگر در خارج از دنیای مجازی بود. همچنین تصمیم گرفته شد وبلاگهای خوانساری ساماندهی شوند تا معضل هرزنگاریها حل شود. در همان جلسه هر کدام از دوستان عهده دار یک بحث تخصصی در مورد خوانسار شدند و مقرر شد وبلاگی با آن موضوع تاسیس کنند. دوستان هدفمند شده بودند و خیلی سریع وبلاگهای حاشیه ای و بی ارتباط با نام خوانسار حذف شدند. اعضاء گروه وبلاگ نویسان تخصصی خوانسار روز به روز بیشتر شده و گروه منسجمی شکل گرفت. پیرو همایش اول مقرر شد وبلاگ نویسان در تابستان 1387 هم از دور و نزدیک در شهر زیبای خوانسار دور هم جمع شوند. در همایش دوم با جدیت بیشتری به ساماندهی وبلاگها پرداخته و وبلاگ گروهی خوانسار پاتوق راه اندازی شد. طبق سنت دو سال گذشته سعی شد همایش سوم نیز برگزار شود. ولی سال وبلاگی 87-88 سال بسیار بدی برای گروه و حتی همه وبلاگ نویسان ایرانی بود. بسیاری از وبلاگها غیر فعال و یا حذف شدند و کلاً کم کاری آفت وبلاگها شد. به همین دلیل در تابستان 88 همایشی برگزار نشد. به جبران این یکسال کم کاری ، گروه موج جدیدی از فعالیت را در سال جاری شاهد بود. قدیمیها پر کار تر از قبل شده و تازه واردها هم پر انرژی و با انگیزه وارد صحنه شدند. به همت دوستان ، مقدمات کار فراهم شد تا اینکه با شناسایی بیش از 100 وبلاگ خوانساری در تاریخ 24/4/89 همایش سوم به نحو احسن برگزار شد. نتایج چهار سال فعالیت گروه وبلاگ نویسان خوانساری: 1- ایجاد حس اتحاد و یکپارچگی در بین اعضاء 2- دسته بندی و ساماندهی مطالب 3- جلوگیری از هرزنگاری 4- جلوگیری از تکرار مطالب و کپی برداری 5- رعایت حق مطلب و ذکر منبع 6- هدفمند شدن اعضاء 7- بالا رفتن میزان بازدیدها 8- جو دوستی بیرون از فضای مجازی 9- ایجاد ارتباطهای کاری سازنده بین اعضاء 10- جلوگیری از سردرگمی بازدیدکنندگان در پایان جا دارد تقدیر و تشکر شود از طراح اولیه این همایش ، جناب آقای محمدعلی محراب بیگی ، استاد بنده و مدیر وبلاگ خوانسار که ایده این همایش را مطرح کردند و در همایش اول هم حامی و راهنمای ما بودند. همچنین تقدیر تشکر می شود از سرکار خانم خداکرمی مدیر وبلاگ لاله اشک خوانسار ، که در این سالها با وجود فاصله بسیار زیاد جغرافیایی از خارج از مرزهای ایران ، یکی از حامیان و مشوقان گروه بودند. به امید برگزاری همایش چهارم. فهرست کلیه وبلاگهای خوانساری جهت یک تحقیق گروهی :
*نتیجه این تحقیق به زودی اعلام خواهد شد. *این لیست طبق حروف الفبا طبقه بندی و به روز شده است. با تشکر از وبلاگ خوانسار هم نسلهای من در این مطلب ظاهراْ اجتماعی و فرهنگی ، جدای از مسائل جناحی و سیاسی مطرح شده! و پیامهای تقدیر و تشکری که شاید برای نویسنده خوشایند باشد، نکته ای که بیش از همه موجب رنجش شهروندان فهیم خوانساری شد، برداشت کوته فکرانه وی از فرهنگ خوانساریها بود. به دنبال انتشار این مقاله ، وبلاگ نویسان خوانساری در اقدامی خودجوش تا کنون نقدهایی را منتشر کرده و ابراز نا خشنودی کرده اند، که این اعتراضها همچنان در دنیای مجازی ادامه دارد. (وبلاگهای معترض به مقاله مذکور:شهر من خوانسار ، خوانسار مجازی ، اینجا ایران است ، خوانسار هم نسلهای من، خطم خالی، ندای هم بستگی، خبرنامه خوانسار، کمش ، یادداشتهای خسرو دهاقین ، دادنامه ، تالار گفتمان خوانساری ، لاله اشک خوانسار ، خوسار هاما ، فردا روز دیگری است ، خوانسار با نگاهی متفاوت) و اما سخنی کوتاه با این بیگانه به ظاهر آشنا: از این مطلب چنان بر می آید که شما در غار غفلت به خوابی بس عمیق فرو رفته و حال که پس از سالها بیدار شده اید سعی دارید از جایگاه مقدس خبرنگاری ،برداشتهای دقیانوسی خود را به دنیا تلقین کنید.یک خبرنگار رسالت سنگینی بر عهده دارد که صداقت و امانت بخش عمده آنرا تشکیل می دهد. شما که وارد این عرصه شده اید چگونه به خود اجازه می دهید تا فرهنگ و ریشه زادگاه پدری خود را زیر سوال ببرید؟مگر نه اینکه این شهر در طول تاریخ پر ارزش خود علما ، بزرگان و هنرمندانی به دنیا تحویل داده که مایه فخر همشهریان بوده و هستند؟ مگر نه اینکه مردان بزرگی همچون شهید تولایی(که ظاهراْ نسبتی با شما دارد) جان خود را برای حفظ عزت و سربلندی وطنشان با خدا معامله کردند؟ مگر نه اینکه .... پس چگونه است که شما، مردمان این دیار را کودن و بدوی معرفی کرده اید؟این مردم به دانش و فرهنگ دیرینه خود می بالند و همچنان فرزندان خود را به جامعه علمی و فرهنگی ایران و دنیا تحویل می دهند. این مردم از اطلاعات و اخبار روز دنیا با خبرند و به چیزهایی مهمتر از پرشیا و کمری و اسب سواری فکر می کنند. این روزها نام شما در شهر پدریتان مطرح شده و دهان به دهان می چرخد، که شاید هدفی هم جز این نداشتید.ولی نکته اینجاست که شما از راه تبلیغ منفی معروف شده اید.به عبارتی روشنتر ، شما سوراخ دعا را گم کرده اید.... شاید شما از روی احساسات و هیجانات بهار زیبای خوانسار، ناخواسته اینگونه نگاشته اید.پس به جاست که در نوشتار خود تجدید نظری کرده و همشهریان خود را آنگونه که شایسته است به جهانیان معرفی کنید. در مورد زبان مادری ما که همان گویش خوانساری است کتابها و مطالب بسیاری منتشر شده است. با اینحال این گویش هم مثل خیلی از میراثهای فرهنگی و کهن در حال فراموشی است.و این وظیفه ما جامعه وبلاگ نشین خوانساری است که از هویت خودمان دفاع کنیم.حال که اینترنت با اینهمه ابزار قدرتمند و اینهمه وسعت در اختیار ماست چرا از آن استفاده بهینه نکنیم؟ یکی دوسال قبل وبلاگی فعالیت داشت که با گویش خوانساری منتشر می شد.حتی وبلاگی هم به نام گویش خوانساری داشتیم که به همین موضوع می پرداخت ولی متاسفانه به مرور زمان از فعالیت باز ایستادند. البته خوشبختانه دراین یک سال گروهی از جوانان شهرمان اقدام به راه اندازی وبلاگی با مضمون اشعار خوانساری(وبلاگ پرخچه) کردند که جای تقدیر و تشکر دارد. یکی دیگر از مواردی که مایه فخر و مباهات ما می باشد نامگذاری وبلاگها و سایتهایمان است که عموماْ خوانساری است.هر چند وقت یکبار شاهد تولد وبلاگی هستیم که با عبارات خوانساری نامگذاری شده اند و این دلیلی است بر عشق ذاتی ما به گویش خوانساری.به عنوان نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد: کمش - خوسار هاما - پرخچه - خطم خالی - تومگو خوسار - چل چو - تو کا یا کا - خوسار من - ... امیدوارم این روز بهانه ای شود تا ما کمی بیشتر به گویش باستانی خودمان بیندیشیم.بیائید با همفکری و پیگیری راهی پیدا کنیم تا گویش خوانساری حداقل در دنیای مجازی ماندگار شود. در پایان به عنوان یک خوانساری پیشنهاد می کنم که دست اندرکاران تهیه و تدوین تقویم خوانساری یک روز از سال(ترجیحاْ دوم اسفند) را به نام روز گویش خوانساری نامگذاری کنند.باشد که این میراث با ارزش برای آیندگان محفوظ بماند. مجازی و حتی دنیای حقیقی نقل هر مجلس بود. حرفها و حدیثها در مورد قدمت و اینکه صاحب آن کیست بسیار بود.اما حالا با گذشت ۴ ماه هنوز خبر موثقی نشنیده ایم. ظاهراْ کسی هنوز مسئولیت تولیت آنرا نپزیرفته،ولی مردم منطقه با توجه به ارادتی که به اهل بیت و خاندان ایشان دارند، برای زیارت به بیدهند می روند. امید است به زودی خبرهای بهتری در مورد این میراث مذهبی و فرهنگی بشنویم. عکس از:مسیح مظاهری ...از آن پس این بنا در بین مردم به بقعه باباترک مشهور شد. چندی پیش یکی ازهمشهریان خوبمان ازطریق وبلاگ خطم خالی با بنده تماس گرفته و در مورد غربت بقعه امامزاده سید محمود(ع) درخوانسارگلایه واظهارتاسف نمود.پس ازآن آقای اصغر معصمی عضو افتخاری هیات امناء این امامزاده دریک ملاقات حضوری ضمن معرفی کامل بقعه متبرکه،همشهریان را به بازدید ازموزه این امامزاده دعوت کرده وازدوستان وبلاگ نویس خواست تا درفضای مجازی بیشتربه این موضوع بپردازند. باشد که ادای دینی نسبت به غربت این امامزاده بشود. بنده نیزبه سهم خود دراین پست گزیده ای کوتاه را،ازشرح مفصلی که ایشان دراختیاربنده گذاشتند جهت اطلاع دوستان منتشرمی کنم.امید است که مورد توجه فرهنگ دوستان قرار گیرد. آقای اصغر معصمی - عضو افتخاری هیات امناء امامزاد سید محمود(ع) بقعه ای که در خیابان 13 محرم ، در نزدیکی مرقد مطهر امامزاده احمد(ع) و در جوارمحل سابق بازار قدیمی شهر ، همچون نگینی به چشم می خورد مدفن پاک و منور آقا سیدالکریم آقا سید محمود(ع) است که طبق نقل قول از بزرگان مذهبی و علمی شهر و به استناد سنگ نوشته موجود ، نسب شریفش با دو واسطه به امام هادی النقی (ع)، و بر اساس استعلام از آستان قدس رضوی در سال 81 ، اداره پژوهشهای اسلامی و موسسه دایره المعارف بقاع متبرکه وابسته به آن آستان، با چهار واسطه نسب مبارکش به امام علی النقی(ع)می رسد.... ...این سید جلیل القدر که به همراه بنی اعمام خویش ، از ظلم و جور حکام مدینه به قصد عزیمت به قم راهی ایران شدند ، حاکم قم از ورود آنها جلوگیری کرد، ودر فاصله بین قم و خوانسار هر یک بطور مخفیانه در شهر و روستایی پناهنده شدند. ایشان نیز در خوانسار ماوا گزیدند و با رحلت در این مکان مدفون گردیدند... چون مرکز شهر در این قسمت بوده و این محل چشمه قناتی داشته، محل اسکان مناسبی برای کاروانهای زیارتی بوده است... نقل است سران یکی از کاروانها معروف به باباترک بر حسب اعتقاد و یا الهام درعالم رویا بر روی بدنه مستحکم بقعه، گنبد فعلی 12 ترکه مخروطی دو پوش را بنا می کند... این گنبد با ظرافت خاصی بنا شده که در زمره آثار تاریخی کم نظیر به شمار می رود... از آن پس این بنا در بین مردم به بقعه باباترک مشهور شد، در صورتیکه هیچگونه اثر قبری از این شخص در این مکان به دست نیامده است.... در سال 85 بر آن شدیم در این مجموعه زیارتی و تاریخی ،موزه مردم شناسی دائر کنیم.که تا کنون اقلامی در حدود سیصد قلم با همکاری مردم تهیه شده است. علیرغم طلب مساعدت از مسئولین امر جهت در اختیار گذاشتن فضای مناسب در همین مکان و تهیه تجهیزات لازم جهت حفظ و حراست و نمایش بصورت آبرومندانه ، همچنان چشم براه الطاف ایشان هستیم.ولیکن همین اقلام جهت بازدید علاقه مندان بصورت فشرده و نا منظم چیده شده است.... نکته: طبق اظهار نظرمولف مطلب فوق،صاحب این بقعه نوه امامزاده احمد(ع) می باشد، که این موضوع در متن ارسالی ایشان از قلم افتاده است. ----------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: جهت دریافت متن کامل مطلب فوق، با مدیریت این وبلاگ تماس بگیرید. حدود دو ماه از طرح سوالات گذشته و متاسفانه تعداد کمی (در حد سه نفر) پاسخ درست و یا نیمه درست دادند.متاسفانه بسیاری از همشهریان هم اصلاْ اهمیتی برای این موضوع قائل نشده و اصلاْ پیگیر نشدند. به هر حال از همشهریان عزیزی که زحمت کشیده و در مورد سوالات اظهار نظر کردند سپاسگذارم. همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم وبلاگ کمش که پستی را به گویش خوانساری اختصاص دادند. و اما معنی جملات: ۱- بد بی ور ورازو : برازنده تو است. شایسته توست. به زبان عامیانه: خیلی بهت میاد ۲- ریشد چله گنو : محاسنت سفید شود. به زبان عامیانه : پیر بشی .(نوعی دعای خیر در حق دیگران) ------------------------------------------------------------------------------------------------------ پ.ن :البته بنده نتونستم معنی دقیقتری پیدا کنم. و این تعابیر را از گوشه و کنار جمع آوری کردم. اگر شما معنی بهتری برای این دو اصطلاح دارید برای ما بفرستید. (... اعلام 21 فوريه از سوي يونسكو بعنوان روز جهاني زبان مادري صورت گرفت كه باعث شهرت بنگلادش گشته و در خور تقدير ميباشد. اين امر روند دستيابي به صلح، پيشرفت و رفاه در كشور بنگلادش و خارج از مرزهاي بينالمللي را نيز تسريع خواهد بخشيد. پس از سال 1952 مردم بنگلادش همه ساله 21 فوريه را که براستي مايه مباهات و روز فراموشنشدني براي آنهاست روز شهيد نامگذاري كردهاند.ايالت شرقي پاكستان كه شامل اقليت بنگالي بود و از لحاظ ادبيات ميراثدار ادبيات چند هزار ساله و فرهنگ پيشرفته بنگالي بود. بنگاليها علاقه خاصي به زبان و فرهنگشان داشتند در سال 1952 و به هنگام استعمار نو اين ميل و علاقه رو به فزوني گذاشت. عمل خودخواهانه پاكستان در اعلام زبان اردو بعنوان تنها زبان رسمي پاكستان، تخم فروپاشي و اضمحلال آينده اين حكومت را كاشت. مردم پاكستان شرقي خصوصاً دانشجويان در قبال عملكرد غيردموكراتيك دولت واكنش تندي نشان دادند چرا كه اين طرح نابودي زبان و فرهنگ بنگالي را در پي داشت تحميل زبان اردو و فرهنگ ايالت پاكستان غربي به پاكستان شرقي عكسالعمل بسيار قوي و خودجوش مردم بنگال غربي را به دنبال داشت... نيروهاي پليس به سوي تظاهركنندگان كه بسياري از اين افراد را دانشجويان تشكيل ميدادند و بصورت آرام در حال اعتراض خود بودند آتش گشود اين عمل باعث كشته و زخمي شدن تعدادي از آنها شد.خبر مرگ آنها باعث ايجاد جنب و جوش عجيبي در ايالت شرقي شد و مرگ آنها كه بخاطر حمايت از زبان مادريشان بعنوان حق خدادادي اتفاق افتاد نزد مردم بعنوان شهيد از آنها ياد شد... 21 فوريه نزد مردم سمبل گشت و حالت اسطورهاي يافت....) به مناسبت همین روز فراخوانی را در سایتی خوندم که از وبلاگ نویسان دعوت شده بود در این روز یک پست به زبان مادری خودشون بنویسند، تا به این وسیله از مردن زبانهای مادری جلوگیری بشه. راستی ما خونساریا چقدر نسبت به زبون مادریمون وفاداریم؟ چند وقت پیش دوست عزیزی می گفت جمله عجیبی از پدر بزرگش شنیده که واسش نامفهوم بوده. وقتی این جمله اصیل خونساری رو شنیدم تا مدتها به معنیش فکر می کردم. شما می دونید معنی این جمله چیه؟ بد بی ورورازو یا این یکی: ریشد چله گنو (هر چی تلاش کردم نتونستم اعراب گذاری کنم. شرمنده) به امید اینکه هر روز ما روز دوم اسفند باشه. روزی که زبون مادریمونو حفظ کنیم. ------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن : معنی جمله های بالا رو چند وقت دیگه می نویسم. تا اون موقع خوب فکر کنید. دقیقاْ یکسال از راه اندازی وبلاگ توکایاکا می گذره. سال گذشته در چنین روزی تصمیم گرفتم وبلاگی بسازم با نامی کاملاْ بومی.ولی متاسفانه استقبال خوبی از این وبلاگ نشد. طوری که امسال جشن تولدشو در سکوت برگزار کردم و فقط برای چهار پست! به همین مناسبت یکبار دیگه پیام افتتاح وبلاگو در این پست منتشر می کنم. شاید که .... افتتاحیه: سلام مدتها بود سعی داشتم محیطی را بوجود بیارم که در اون بشه دوستان قدیمی رو پیدا کرد.در همین خونسار خودمون گاهی اتفاق میفته که سالها از یک دوست قدیمی بی خبریم. بعد از مدتها میبینیم که دوستمون با یک چهره جدید و در جایگاه تازه ای داره فعالیت میکنه. در این حالت با شور و شوق خاصی بهش میگیم: تو کا یا کا ؟! حالا تصور کنید که این دوستمون رو در دنیای مجازی پیدا کنیم. اینجا دیگه واقعاْ واجبه که بگیم : تو کا یا کا !!!!؟ با همین ایده تصمیم گرفتم وبلاگ تو کا یا کا رو راه اندازی کنم. البته هنوز نمی دونم این کار شدنیه یا نه. دیگه این به همت شما بستگی داره که بخواهید خودتون و شغلتون رو معرفی کنید. البته با این اهداف: ۱- دیدار دوستان قدیمی و اطلاع از حال همدیگه. ۲- کمک به همشهریان و دوستان ٬ با توجه به حیطه کاری و توان شخصی. شما می تونید بیوگرافی ٬ وضعیت تحصیلی و شغلی ٬ عکس ٬ خاطره و در صورت صلاحدید آدرس و شماره تماس خودتونو ارسال کنید . مشخصات شما وارد بانک اطلاعاتی وبلاگ میشه و در دسترس بازدیدکنندگان قرار میگیره . به همین سادگی. اینم لینک وبلاگ توکایاکا . بعداْ نگید ندیدیم: ضمن تسلیت به خانواده ایشان و همچنین جامعه فرهنگی خوانسار ٬ برای این شاعر سفر کرده طلب آمرزش و مغفرت از درگاه حق تعالی داریم. لینک وبلاگ مرحومه فاطمه زمانی: http://www.fatemezamani.blogfa.com/ شاید این اشعار ٬ آخرین دستنوشته های او باشد. روحش شاد و قرین رحمت ایزد یکتا. یکی از وبلاگهای دوست خوبمان ٬ مهدی حاجی زکی به نام شهریار زاگرس به تازگی هک شد. این وبلاگ گروهی که با همت مهدی و دوستی از شهر تبریز ٬ با هدف تبادل فرهنگی بین دو شهر خوانسار و تبریز راه اندازی شده بود مورد هجوم هکرها قرار گرفت . طی یکسال گذشته بارها شاهد تفرقه افکنی و فتنه انگیزیهایی بودیم که در ارتباط با اعضا وبلاگ نویسان خوانساری بوده است. همیشه عده ای هستند که تاب تحمل دوستی عده دیگر را ندارند و با نفاق سعی می کنند اتحاد دوستان را از بین ببرند. به هر حال این ما هستیم که باید در آستانه دومین همایش وبلاگ نویسان خوانساری با هوشیاری تمام جلوی فتنه ها را بگیریم. از همینجا از همه دوستان تقاضا می شود طرحها و ایده های خود را در مورد برگزاری همایش مذکور با ما در میان بگذارند تا بتوانیم بهتر از قبل انسجام گروه را حفظ کنیم. لینک وبلاگ مهدی حاجی زکی: به همین مناسبت فراخوانی را در سایتی خوندم که از وبلاگ نویسان دعوت شده بود در این روز یک پست به زبان مادری خودشون بنویسند. تا به این وسیله از مردن زبانهای مادری جلوگیری بشه. بنده هم به سهم خودم تصمیم گرفتم این پست رو کاملاْ خونساری بنویسم. ولی به نتایج جالبی رسیدم: ۱- فهمیدن گویش خونساری تا حدودی آسونه. یعنی هر غیر خونساری به راحتی میتونه معنی خیلی از کلمات خونساری رو متوجه بشه. ۲- صحبت کردن به گویش خونساری سخت تر از شنیدن اونه. مثلاْ خود من به راحتی معنی جملاتو می فهمم ولی در صحبت کردن کم میارم و موجب خنده اطرافیانم میشم. ۳- نوشتن گویش خونساری که خیلی سخت تر از شنیدن و صحبت کردنشه. امتحانش مجانیه. ۴- و سخت تر از شنیدن و حرف زدن و نوشتن ٬ خوندن گویش خونساریه. به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم خونساری ننویسم. چون اونوقت شما حوصله نداشتید تا آخر مطلبو بخونید. البته امتحان اونم مجانیه. امتحان کنید: زبون خوساری خیلی شیرینو. من افتخار کران به این زبون.حیف که یواش یواش درو از بینشو. اما هاما نباید اجازه بدمین نابود گنو . باید زنده گوشژ دارمین. اگه خب گوشژ ندارمین ٬ امحل باید هاچینمین غصه بخورمین.... خب حالا دیدید چقدر خوندنش سخته. البته چون امکانات اعراب گذاری ندارم اکثر کلمات بالا به فارسی هم خونده میشه. ولی شما سعی کنید با گویش غلیظ خونساری بخونید. به هر حال امیدوارم هر روز ما روز دوم اسفند باشه. روزی که زبون مادریمونو حفظ کنیم. گفتنی در این مورد زیاده ولی میترسم از حوصله خارج بشه. به امید ماندگاری گویش خونساری. فراموش نکنیم که ما مسلمان هستیم. ما دینی داریم که بهترین بندگان خدا اونو بنا کردند. چند روز پیش مطلبی خوندم در مورد اینکه باستانشناسان یکی از کشورهای اروپایی(اگر اشتباه نکنم کشور بلژیک بود) مدعی شده اند ریشه ایرانی دارند! و دارند سعی می کنند این قضیه را اثبات کنند . از این دست اخبار زیاد می شنویم. در یک نتیجه گیری کوتاه متوجه می شویم که باید به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم. چون اینقدر ریشه ایرانی اصیله که اروپاییها دارند خودشونو به آب و آتیش میزنند تا اصالت ما رو به دست بیارند. ولی نمیدونم چرا بعضی وقتا دلمون می خواد اصالت خودمونو فراموش کنیم! چه دلیلی داره وقتیکه یک کشور اروپایی سعی داره اصالت خودشو به ایران بچسبونه ٬ جوونای ما جشن ولنتاین برگزار کنند. مگه ما ریشه نداریم؟ مگه ما خودمون جشن سپندار مذگان نداریم ؟ چرا باید فراموش کنیم که در ایران باستان ٬ وقتی که هنوز پدر ولنتاینی وجود نداشت روز عشق و بزرگداشت مقام زن را جشن می گرفتند؟ چرا باید فراموش کنیم که ما در دین خودمون هم روز بزرگداشت مقام زن را داریم . ما که افتخار می کنیم فاطمه زهرا(س) را داریم ٬ چرا باید ۲۶ بهمن رو جشن بگیریم؟ البته احترام به مقام زن و پاسداشت حرمت عشق ٬ مختص روز خاصی نیست. ولی چه بهتر که این جشن و سرور به مناسبتهای ملی یا مذهبی خودمون برگزار بشه. ۲۹ بهمن(سه روز بعد از روز ولنتاین) روز زن ایرانی است. مسلماْ مطالب زیادی در مورد این روز خوندید. کافیه در یکی از موتورهای جستجو کلمه سپندار مذگان را جستجو کنید. اگه کمی حوصله کنید و یکی از مطالبو بخونید حتماْ به ایرانی بودن خودتون افتخار می کنید.... روز ۲۹ بهمن ٬ روز سپندار مذگان ٬ روز زن ایرانی و روز عشق ایرانی بر همه زنان ایرانی مبارکباد. بنده هم تا اطلاع ثانوی ٬ یعنی بعد از دهه محرم نمی تونم خدمتتون برسم. چون باید برم خونسار و دوربینمو آتیش کنم و از همه این وقایع تصویر بگیرم. قطع گاز و کمبود پودر رختشویی و جاده های لغزنده هم نمیتونه مانع از رفتنم بشه. چون اگه قرار باشه که از سال دیگه اسب و شتر برای محرم نیارند ٬ پس باید امسال رو غنیمت بشمارم و حسابی از این سمبلهای محرم خونسار تصویر بگیرم. شاید دو سال دیگه آبگوشت نذری هم ممنوع بشه و هیآت مجبور بشند پیتزا نذری بدند! به هر حال محرم امسال هم حال و هوای خاص خودشو داره. امیدوارم خونساریهای دور از وطن بتونند مثل هر سال در این گردهمایی بزرگ حضور داشته باشند.البته یه مثل معروف هست که می گنه:تا بچه هامون بی تربیت نشدند زودتر از خونسار بریم! این جمله رو خونساریهای غربزده وقتی می گند که یک هفته تموم خوردند و خوابیدند و ... صاحبخانه را ورشکسته کردند . حالا دم رفتن که ماشینشون رو پر کردند از انواع آبگوشت و گوشت پخته و نپخته و خشکبار و کشک و عدس و نون و آب و ...یادشون افتاده که وای بچشون بی تربیت شد!!! یادمه اون قدیما که محرم توی فصل گرما بود ٬ بازار مد هم رایجتر بود. اصلاْ انگار این محرم شده بود عید. هر چی لباس و کفش نو بود توی این دهه رو می شد.بی خیال اگه ادامه بدم کار به جاهای باریک می کشه.خوشبختانه این چند ساله که هوا سرد شده ٬ بازار مدها هم کساد شده. خدا رو شکر . ملت برای فرار از سرمای خیابون هم که شده به تکایا و حسینیه ها می رند و توفیقی دست میده که ذکر مصیبتی هم بشنوند. بگذریم . امیدوارم توفیقی دست بده تا همه دوستان رو در این ایام زیارت کنیم. ما رو از دعای خیر فراموش نکنید. عکس از :امیر صادقی منتظرانش مبارکباد. پنجشنبه چهارم مرداد ماه ، ساعت ۳ بعد از ظهر برگزار شد. مراسم با استقبال خوبی روبرو شده بود و هیجان دیدار اساتید و دبیران قدیمی وجود همه دانش آموختگان را فرا گرفته بود. در این مراسم چند تن از اساتید سخنرانی کرده و با گفتن خاطرات شیرین٬ جو شادی را بوجود آوردند. در نیمه های مراسم آسمان هم به وجد آمد و باران تندی باریدن گرفت. به پیشنهاد مجریان برنامه ٬ مهمانان به بازدید از نمایشگاه که در ساختمان دبیرستان بر پا شده بود ٬ دعوت شدند.پس از پایان بارندگی ادامه مراسم اجرا شد. برنامه های این مراسم شامل خیر مقدم توسط مدیریت آموزش و پرورش( آقای گودرزی ) ٬ و فرماندار خوانسار ( آقای خوانساری ) ٬ پخش کلیپ یادواره شهدای دبیرستان ٬ سخنرانی امام جمعه خوانسار( حجه الاسلام خواجه کریمی) ٬ سخنرانی مدیر پیشکسوت دبیرستان( آقای شاکری )٬ سخنرانی مدیر کل نوسازی٬ توسعه و تجهیز مدارس استان اصفهان ( آقای مهندس سجاد)٬ سخنرانی دبیر پیشکسوت دبیرستان ( آقای ایرانپور ) ٬ پخش تیزر فیلم روزهای به یاد ماندنی ٬ سخنرانی معاون وزیر آموزش و پرورش( مهندس بوربور) ٬ سخنرانی رئیس جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران ( دکتر خاتمی )٬ سخنرانی رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان ( دکتر براتی ) ٬ سخنرانی دبیر پیشکسوت دبیرستان ( دکتر تسبیحی ) ٬ اجرای موسیقی سنتی ٬ و تجلیل از خدمات ارزنده خیرین و پیشکسوتان. پس از شام نیز نشست تخصصی در هنرستان دارالفنون ٬ پیرامون مسائل آموزشی برگزار شد. عکسها از : امیر صادقی ٬ محمد علی محراب بیگی و سید شهاب دادگستر مراسم نکوداشت پنجاهمین سال بنیان دبیرستان دکتر علی شریعتی(دریانی)٬روز پنجشنبه چهارم مردادماه ۱۳۸۶ ساعت ۱۵ در همین دبیرستان برگزار می شود. دبیرخانه نکوداشت اهداف برگزاری این مراسم را به شرح ذیل بیان کرد: ا- تجلیل از بزرگان فرهنگ و آموزش و پرورش این خطه و کلیه افرادی که به نحوی به آموزش و پرورش و توسعه علمی و فرهنگی و ... شهرستان خدمت نموده اند. ۲- ایجاد راهبردی موثر جهت ارتقاء کیفیت آموزشی و پرورشی شهرستان از این رهگذر ۳- معرفی چهره های علمی و فرهنگی شهرستان ۴- یادآوری خاطرات ماندگار دوران تحصیل لذا از کلیه عزیزانی که در این دبیرستان تدریس ٬ تحصیل و یا به هر نوعی در ارتباط بوده اند تقاضامند است با در اختیار نهادن عکس٬ سند٬ خاطرات مکتوب و هر مورد مرتبط و موثر ما را در ارتقاء کیفی این مراسم یاری نمایند. مهلت تماس یا تحویل مدارک مذکور تا تاریخ ۱/۵/۸۶ با سلام پیرو صحبتهای همشهری خوبمون جناب آقای محراب بیگی قراره که جلسه ای با حضور وبلاگ نویسان خوانساری در تاریخ ششم مرداد ماه در خوانسار برگزار شود. از طرفی دوست عزیز گلپایگانی جناب آقای امام جمعه هم پیشنهاد داده اند که این گردهمایی با حضور دوستانی گلپایگانی برگزار شود. با توجه به اینکه این برنامه برای اولین بار در خوانسار اجرا می شود جا دارد دوستان با پیشنهادات سازنده خود ما را یاری کنند. امیدوارم این همایش بابی شود جهت رشد و تعالی دو شهر تاریخی و همجوار خوانسار و گلپایگان. دوستان جهت پیگیری اخبار مربوط به همایش می توانند به لینک ذیل مراجعه کنند. http://khansar-city.blogfa.com/post-32.aspx منتظر اخبار بعدی در وبلاگهای خوانسار و ختم خالی باشید. و روز زن برگزار میشود .برنامه های این محفل :شعر، مداحی ،دعا و ... خواهد بود. سرکار خانم لاله اشک از همشهریان خوب خوانساری هستند و با وجود اینکه دور از وطن و در کشور دیگری زندگی می کنند باز هم قلبشان به عشق خوانسار می تپد. ایشان طی مکاتباتی که با بنده داشتند خواستار تحقیق و نجات خانه حقیقت واقع در فلکه شهدا شدند. بنده هم از دوستان تقاضای همکاری دارم تا بلکه بتوانیم یکی از نشانه های فرهنگی شهرمان را از نابودی برهانیم. لازم به ذکر است که بنده چند سال پیش به همراه یکی از دوستان ضمن تحقیق در مورد بناهای قدیمی خوانسار با خانه ابهریها آشنا شدیم. این خانه مجلل چند طبقه در محله رئیسان قرار دارد و معماری بسیار زیبایی دارد. در آن زمان هیچ اداره یا نهاد دولتی تولیت آنرا به عهده نداشت و در حال نابودی بود. چند سال بعد شهرداری خوانسار آن خانه را خریداری کرد تا پس از مرمت ٬ از آن به عنوان یک مکان فرهنگی استفاده کند. ( عکس مربوط به تالار خانه حقیقت - برداشت از وبلاگ لاله اشک) لینک وبلاگ:http://lalehashck.blogspot.com/2005/12/blog-post_04.html خدا را شکر می کنیم که آن تحقیق ساده و ابتدایی باعث شد خانه ابهریها به چشم بیاید تا مسئولین نسبت به بازسازی آن اقدام کنند. لذا از دوستان خوانسار دوست تقاضا می شود هر گونه اطلاعاتی در مورد این بنای زیبا دارند ٬ با ما در میان بگذارند. شاید این مقدمه ای باشد برای احیاء خانه حقیقت. به همین منظور قرار شده که جشنی با حضور دبیران و دست اندرکاران این دبیرستان برگزار بشه. در حال حاضر ساختمان این دبیرستان بصورت نیمه تعطیل درآمده و دانش آموزان این مدرسه در ساختمان پیش دانشگاهی پسرانه خوانسار مشغول به تحصیل هستند. قرار شده ساختمان دبیرستان دکتر شریعتی بازسازی شود تا باز هم به عنوان یک مکان آموزشی از آن استفاده شود. این دبیرستان در سال ۱۳۳۶ توسط آقای دریانی که تاجر چای بوده ٬ ساخته شد. پس از آن به دبیرستان کوروش کبیر تغییر نام داد و با پیروزی انقلاب اسلامی نام دکتر علی شریعتی جایگزین آن شد. این روزها چندین گروه مشغول تدارکات جشنی با شکوه برای دبیرستان دریانی هستند. انشاءا... با آغاز این جشن خبرهای تکمیلی را به عرضتان خواهیم رساند. بی مناسبت نیست که دوستان عکسها ٬خاطرات و مطالب خود را با موضوع دبیرستان دریانی برای این وبلاگ بفرستند تا دیگر دوستان نیز بهره ای ببرند. منتظر آثار شما هستیم. خبرنگار: زهره ریاحی این نمایشگاه به مناسبت هفته میراث فرهنگی و به همت همشهری فرهنگدوستمان٬ آقای حسین میرابواسحاق در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوانسار برپا شده است. در این نمایشگاه آثار با ارزشی از قبیل ظروف عتیقه ٬ دستنوشته های قدیمی٬ عکس و ... تا پنجشنبه ٬ سوم خرداد در معرض دید عموم قرار گرفته است. عکس : سید شهاب دادگستر در مورد جشنواره عسل٬ سرکار خانم ریاحی( مدیر وبلاگ دختر بهار ) توضیحات ذیل را جهت درج در وبلاگ ختم خالی ارسال نموده اند: اولین جشنواره عسل و گز انگبین خوانسار با همکاری اتحادیه عسل فروشان - فرمانداری-شهرداری-استانداری-شبکه بهداشت و درمان شهرستان - و دانشکده ریاضی و... در گلستانکوه و دانشکده ریاضی و کامپیوتر شهر برگزار شد. زمان برگزاری جشنواره: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶ با تشکر از همکاری سرکار خانم ریاحی تا این لحظه توضیحات بیشتری به دستمون نرسیده. از دوستان عزیز خواهشمندیم در صورتیکه اطلاعات دقیقی در این مورد کسب کردند به ما هم خبر بدند. همچنین خبرهایی هم در مورد برگزاری جشنواره غذا در خوانسار شنیدیم. به هر حال اینها اقدامات فرهنگی بسیار خوبه که باید زودتر از اینها انجام میشد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
از سال ۲۰۰۵ میلادی، گروهی از وبلاگنویسان جهان به این باور رسیدند که وبلاگنویسان باید یک روز اختصاصی در تقویم داشته باشند، تا در این روز با وبلاگنویسان دیگری از جای جای دنیا آشنا شوند و احیاناً وبلاگهایشان را برای همیشه به علاقمندیهایشان بیافزایند.
برهمین اساس ۳۱ آگوست (31og – که در نوشتار شبیه کلمهی Blog است) مصادف با ۹ شهریور بعنوان روز جهانی وبلاگ انتخاب شد. و مقرر گردید که در این روز، وبلاگنویسان در وبلاگ خود، ۵ وبلاگ دیگر -که شاید حتی نگاهشان از نگاه نویسنده متفاوت باشد- را به اختصار به خوانندگان خود معرفی کنند.
کارهایی که برای روز جهانی وبلاگ باید انجام دهید، شامل ۵ گام ساده است:
۱- ۵ وبلاگ جدید که برایتان جالب است را پیدا کنید.
۲- به نویسندهی ۵ وبلاگ منتخبتان، خبر دهید که قرار است وبلاگشان را در پست روز جهانی وبلاگ، معرفی کنید.
۳- لینک وبلاگهای منتخب را در پستی قرار دهید و توصیف کوتاهی از وبلاگشان بنویسید.
۴- در ۳۱ام آگوست (۹ شهریور) پست را در وبلاگتان منتشر کنید.
۵- در پستتان به سایت روز جهانی وبلاگ لینک بدهید.
هفتهی وبلاگنویسی (۹ الی ۱۶ شهریور)
از آنجایی که فاصلهی روز جهانی وبلاگ (۳۱ آگوست - ۹ شهریور) با روز تولد نخستین وبلاگ فارسی که مصادف است با روز بلاگستان فارسی (۱۶ شهریور)، هفت روز میباشد، لذا آن را با نام هفتهی بلاگنویسی گرامی میدارند. شما، به عنوان یک وبلاگنویس فارسی زبان، میتوانید برای گرامیداشت آن در حرکت وبلاگی هفتهی بلاگنویسی شرکت کنید.
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





![]()
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باسلام
اينجانب محسن فيروزفر وكيل دادگستري و روزنامه نگار سابق در حال تاليف كتاب جامعي در باره شهر خوانسار مي باشم .
وبلاگ و سايت زيباي شما را مشاهده كردم.تقاضا دارد در صورت امكان بنده را در اين مهم ياري فرماييد .اعم از ارسال عكسهاي قديمي يا جديد (اشخاص ومناظر و آثار هنري و ....) خاطرات جالب .مطالب و مقالات تاريخي و هنر و ادبيات ومعرفي مراجع كتب وماخذ جهت تحقيق و .....كليه موارد ارسالي با نام خودتان به چاپ خواهد رسيد . ضمنا تقاضا دارد به ديگر دوستان علاقه مند نيز اطلاع رساني فرماييد و در صورت امكان ارتباط ايجاد نماييد. همراه 09121903992 و 09126708437 و 02612756030
ايميل- tanhaamir94@yahoo.com--&--alone_king38@yahoo.com
با سپاس بيكران."
نویسنده مذکور در گفتگوی تلفنی اضافه کرد که این کتاب در قالب مجموعه ای چهار جلدی در مورد خوانسار در دست تهیه است.ایشان تحقیقات کاملی در مورد خوانسار انجام داده و تا کنون سه جلد از این مجموعه را برای چاپ آماده نموده است. امید است با مساعدت شما فرهنگ دوستان خوانساری جلد چهارم نیز هر چه زودتر تکمیل و برای چاپ آماده گردد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برگزار کننده :اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوانسار
رمان : سه شنبه 12/4/86 ساعت 4 بعدازظهر
مکان:سالن اندیشه کتابخانه عمومی خوانسار
خبرنگار: زهره ریاحی
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مکان:سالن اجتماعات کانون فرهنگی ، هنری ، تربیتی شهید بهشتی خوانسار
زمان :27/3/1386 ساعت 4 بعدازظهر
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()