عمو عسداله هم رفت. به همین سادگی، و چه ناباورانه رفت.
جا مانده ای بود از غافله مردان دفاع. جانبازی بود از جنس مردان غیرت.
شهید اسداله اورعی دو، سه سالی بود که جدای از شرایط سنی و جسمی خودشو با جوانان شهرش همراه کرده بود. از همون آغاز وبلاگ نویسی با صمیمیت و سادگی شروع کرد. خیلی زود با جوانان امروزی خو گرفت و فهمید که باید از راه امروز(اینترنت) با اونا همراه شد. چیزی که هنوز خیلی از بزرگان و سروران ما نمی دونند. شیرینی گفتار و سادگی کلامش باعث شیفتگی دوستان مجازیش شده بود. دیگه کسی اونو آقای اورعی صدا نمی زد. حالا دیگه شده بود "حج عسداله"، "داش عسداله" و "عام عسداله" وبلاگ نویسان. و داش عسداله چه بزرگوارانه و با خوشرویی این اسامی رو پذیرفته بود و هیچگاه نگفت که "من مهندسم".
تا قبل از آشنایی با عمو عسداله با ایثارگری جز پدرم ارتباط صمیمی نداشتم. ضمن احترام به همه ایثارگران دفاع مقدس، اونا رو جدای از نسل امروز و برقراری ارتباط رو امری محال می دونستم. اما با ورود حاج عسداله به جمع وبلاگ نویسان فهمیدم که همه چیز ممکنه. از همون اول با صفا و صمیمیت وارد شد. همه رو مجذوب خودش کرد. با صبر و حوصله جواب همه رو می داد و در بحث ها حضور فعال داشت. با شوخ طبعی و گویش شیرین خونساری خودشو در دل همه جا کرده بود.
همین دو هفته پیش بود در جواب کامتی که گفته بودم: "... حالا ما کی خدمت برسیم برای زیارتتون؟" با کلام خاص خودش جواب داد: "هر وخت که من نیستم
....حتما بیا باخونواده
......ادرس بدم یا خودتون بلدین .....نارمک ...اسداله اورعی
....0912498 "
اون روز نمی دونستم که عمو عسداله داره آماده سفر میشه. با مهدی حاجی زکی تماس گرفتم و قرار شد در اولین سفرش به تهران هماهنگ کنیم و بریم خونه عمو. ولی انگار حرف حرف خودش بود، "هر وخت که من نیستم". یعنی می دونست به زودی قراره بین ما نباشه و ما میریم دیدنش؟ آخه حاجی جون چطور میشه اومد خونه شما وقتی خودت نیستی؟! ... .
عمو عسداله شوخی شوخی حرفتو زدی و رفتی، قبل از اینکه مهمونات بیاند. باشه عیبی نداره. حالا ما موندیم این همه یادگاری از تو. حالا دو روزه که داریم میائیم توی وبلاگت و خودت نیستی که جواب بدی. می دونم خونه هم که بیائیم بدون تو صفایی نداره.
نمی دونم چی بین تو و همرزمان شهیدت در یادواره شهدا گذشت که با این عجله بار سفر بستی. بنازم اون عهد و وفایی که بین شما بود. شاید دیر اومدند ولی بالاخره اومدند و هواییت کردند. شاید قرار بوده تو وسیله ای بشی برای ارتباط این دو نسل. نسل جوانان کربلایی و جوانان اینترنتی. و چه خوب این فاصله رو پر کردی و پیوندی ابدی به جا گذاشتی.
راستی عمو خوب جایی رفتی. خوش به حالت. ما هم دیر یا زود میائیم. فقط یه لطفی کن. به حرمت رفاقت و همکلامی این چند ساله، هوای مارو هم اون بالاها داشته باش. حواست باشه اونجا دیگه مارو قال نذاریا.
خداحافظ رفیق.
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:48 توسط سید شهرام دادگستر
|