به وبلاگ "خطم خالی" ، عضو ثابت گروه وبلاگ نویسان خوانساری خوش آمدید

خطم خالی | شهریور ۱۳۸۹

در گویش خوانساری یعنی رنگارنگ

نه اشتباه نکنید. قصد خداحافظی و از اینجور حرفا ندارم.این آخرین پست من نیست.عرض می کنم خدمتتون.

امروز در گشت و گذار دنیای مجازی خبری خوندم در مورد آخرین پست یک توئیت نویس ۱۰۴ ساله! اول پیشنهاد می کنم این خبر رو بخونید تا بعد در موردش بحث می کنیم:

به گزارش مهر، "ایوی بین" سالمندترین "توئیت نویس" دنیا بود. وی در "برادفورد" واقع در شمال انگلیس زندگی می کرد و اکانت خود را بر روی میکروبلاگ توئیتر در سال 2008 باز کرد.



این کاربر سالمند از سال 2007 عضو فیس بوک شده بود.

خبر درگذشت "ایوی بین" را مدیر خانه سالمندانی که در آن زندگی می کرد روی اکانت خود در توئیتر اعلام کرد.

"دارم می روم ناهار بخورم. بعد برمی گردم"، آخرین پستی است که این کاربر 104 ساله انگلیسی در 6 جولای بر روی توئیتر گذاشته بود.

اگه در جمله "دارم میرم ناهار بخورم.بعد برمی گردم" کمی تامل کنیم به نکات جالبی بر می خوریم،مثلاْ:

- این پیرزن با وجود سن بالا ناهارشو سر موقع می خورده و احتمالاْ کامل هم می خورده. چون ظاهر سالم و شادابی داره.

- امید به آینده در ایشون خیلی قوی بوده.چون فکر می کرده زود برمیگرده!

- از نوع ادبیات جمله مذکور اینطور استنباط میشه که کودک درونش خیلی فعال و سرزنده بوده.میشه تصور کرد که دوستان مجازی زیادی داشته که اکثر اوقات آنلاین بودند.پس نتیجه میگیریم که بر خلاف سالمندان کشور ما خیلی صبور و پر حوصله هم بوده.

- نکته بعدی اینه که خانه سالمندان انگلیس چقدر به اونها اهمیت میدند که اینترنت در اختیارشون میذارند.حالا تصور کنید که اینترنت پر سرعت ۲۴ ساعته هم باشه ، چی میشه؟(همچین اینترنتی مرده رو زنده میکنه.دیگه پیرزن ۱۰۴ ساله که جای خود داره.)

خب ، نظر شما چیه؟ فکر می کنید آخرین پست ما قبل از مرگمون چی باشه؟ فکر می کنید آخرین پست رو در چه حالی و کجا منتشر می کنیم؟ فکر می کنید اصلاْ تا چه سنی می تونیم وبلاگ نویسی کنیم؟ اگه بیشتر به این موضوع فکر کنیم سوالهای جالبی در ذهنمون نقش می بنده ، و البته تامل برانگیز.

سخن آخر اینکه ما هم روزی خواهیم رفت.پس بهتر اینه که وبلاگی خوب و آبرو مند و مهمتر از همه تاثیر گذار و ارزشمند به جا بگذاریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 12:47  توسط سید شهرام دادگستر  | 

این روزا همه "خداحافظی"

 

می کنند ، شما چطور؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:این پست صرفاْ یه پست معمولی بوده که با الهام از آگهیهای تبلیغاتی کلیشه ای منتشر شده و شخص یا گروه خاصی مد نظر نیست.پس لطفاْ کسی به خودش نگیره.(خدا رو شکر ما که توی گروه از این موردا نداشته و نداریم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 10:16  توسط سید شهرام دادگستر  | 

همزمان با روزهای پایانی ماه مبارک رمضان و به بهانه آغاز دور دوم سفرهای تابستانی و هجوم مجدد مسافران به پارک ملی سرچشمه ، سری به صندوقچه عتیقه خطم خالی زدم و دو عکس از سالهای دور این پارک انتخاب کردم.                      

پارک سرچشمه خوانسار

پارک سرچشمه - مقابل بقعه باباپیر(روبروی آبشارحوض بزرگ)

اینطور که از ظاهر امر پیداست قدمت این عکسها شاید به ۴۵-۴۰ سال پیش ، زمانی پارک سرچشمه تازه متولد شده و کودکی نوپا بوده برمی گرده. همچنین اطلاع دقیقی از نام عکاس در دست نیست ولی میشه این عکسها رو به عکاس خوش ذوق و پیشکسوت شهرمون آقای عزت الله شفیعی نسبت داد.    

پارک سرچشمه خوانسار

پارک سرچشمه - پائین مقبره شهدای گمنام فعلی(تپه روبرو مکان هنرستان پسرانه می باشد)

میشه به راحتی حدس زد که این دو تصویر مربوط به چه قسمتهایی از پارک در زمان حال است. کی میتونه دو تا عکس از همین زوایا بگیره و برای مقایسه گذشته و حال پارک در اختیار این وبلاگ بذاره؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: ضمن تشکر صمیمانه از مدیر محترم وبلاگ خوسار به خاطر تهیه و ارسال عکسهای پارک سرچشمه ، جهت مقایسه رشد ۴۵ ساله این پارک عکسهای مذکور را در این قسمت مشاهده کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 11:12  توسط سید شهرام دادگستر  |