به وبلاگ "خطم خالی" ، عضو ثابت گروه وبلاگ نویسان خوانساری خوش آمدید

خطم خالی | اردیبهشت ۱۳۸۸

در گویش خوانساری یعنی رنگارنگ
فصل بهار است و اردیبهشتماه. طبیعت بار دیگر خود را با تمام قدرت نشان داده و ما باید ببینیم و لذت ببریم و عبرت بگیریم.

ولی انگار ما دوست نداریم ، یعنی دوست داریم ولی نابودی طبیعت را دوست داریم.بی مقدمه عرض کنم ، گلستانکوه زیبای ما را نابود کردند این گردشگر نماها! عکسهای زیر را از دریچه دوربین برادرم یونس می بینید که نمونه کوچکی از برخورد ناجوانمردانه بازدید کننده هاست:

                

تصور کنید چند سال آینده را که دیگر از لاله های واژگون خبری نیست و گلستانکوه می شود آشغالستانکوه! 

               

این یکی که بی شباهت به بیابانهای فیلمهای وسترن نیست.

              

گردشگران عزیز با گذاشتن سنگ روی زباله ها مثلاْ خواسته اند از پخش شدن آنها جلوگیری کنند!

             

و این هم از ماشینی که بی رحمانه در منطقه حفاظت شده گلستانکوه در حال تردد است.

عکسها از : سید یونس دادگستر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 18:44  توسط سید شهرام دادگستر  | 

 ۱- قزقون(دیگ):

نوعی دیگ مسی جهت پخت غذا بوده که بعضاْ از جنس روی و یا آلومینیم نیز ساخته میشد.

  قزقون      قزقون

۲- کشماله:

این ظرف از نوع سفال گل (خاک سرخ) و دارای لعاب بوده که برای سائیدن کشک استفاده می شده.

  کشماله      کشماله

۳- سینگی:

این ظرف سفالی لعابدار برای تهیه خمیر مورد استفاده قرار می گرفته. از نظر جنس و شکل شبیه کشماله ، ولی از نظر اندازه کمی بزرگتر از آن بوده است.

   سینگی      سینگی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 18:20  توسط سید شهرام دادگستر  | 

امروز  وبلاگ خطم خالی دو سالگی خود رو تموم کرده و از فردا وارد سه سالگی می شه.

 نمی دونم توی این دو سال تونستیم حق مطلبو ادا کنیم یا نه؟

قضاوتش با شما.

به هر حال امیدواریم سال جدید فعالیت این وبلاگ ، سالی پر بار باشه.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 13:31  توسط سید شهرام دادگستر  | 

باز هم دوم اردیبهشت شد و این روزهای بهاری و با طراوت، صدای آواز دلنشین استاد را کم دارد.

بیست و دو  سال است که در چنین روزی جای خالی استاد محمود محمودی خوانساری را بیشتر از

روزهای دیگر حس میکنیم.

                                        استاد محمود محمودی خوانساری

 امروز روزی است که ناخودآگاه به یاد آن عندلیب گلشن هنر ایران، مرغ شباهنگش را زمزمه می کنیم:

به دورانی که شد قحط وفای دلها  // چرا هر دم نگویم من خدا خدا خدا

من مرغ شباهنگم بشد  / / کنج قفس قسمت من چرا چرا چرا

به پیامی تو ای پیک بهار از من به باغبان بگو که گاهی // نشانه گیرد از گیاهی

من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها // من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها

من آن کسم که روز و شب ز بی کسی گرفته ام در دست دعا دعا دعا

تو آن کسی که از من شکسته دل نمیکنی دوری
بیا بیا بیا

یادش گرامی و نامش جاویدان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 9:9  توسط سید شهرام دادگستر  |